36

صدای می اید

صدای کلنگ است

که زمین را می شکافت

صدای کلنگ قبرم می آید

این تنها صدایست که دوست دارم

دلم نوشت+اینجا قبر تنهای من است

چیزی برای خواندن تو نیست

فقط حرفهایه یک دل فریب خورده است

35

کمی عاشقانه برایت آورده ام…
دستانت را جلو بیار:

یک بغل بوسه،

کمی هم عطر دلتنگی

 

34

دست و بالم


از حرف ...

...

خالی خالیست


هرچه هست ... تویی


و تو ... حرف نداری ...
 
 
دلم نوشت: مخاطب خاص من منو ببخش
 
ادامه نوشته

33

دلـــــم براے تــو کــه نه,


ولـ ــے َبرای روزهــا ی باهمـــ بودنمـان تَنـگـــ شده


براے تــو که نه ،


ولے برای "مواظِـ ـب خودت باش" شنیدن تَنـگــ شده


براے تـــو که نه ،


ولے برای نگاهـ ـے که تا پیچ سَرکوچه تعقیبم میکرد تَنـگــ شده


براے تـــو که نه ،


ولے برای دلے که نگرانم میشد تَنـگــ شده


راستش ! براے اینها که نه . . . .


برای خودت .....دلَم خیــلے تَنـگــ شده

پ.ن : اینو دوست قشنگم زهرا واسم کامنت گذاشته بود که خیلی خوشم اومد و پستش کردم!! مرسی زهرا جونی

32

مانسل بوسه های خیابانی هستیم

! نسل خوابیدن اس ام اسى

! نسل درددل باغریبه های مجازی

! نسل غیرت روی خواهر،روشنفکری روی دختر همسایه

! نسل کادوهای یواشکی !

! نسل شارژ های اینترنتی

! نسل جمله های کوروش و دکتر شریعتی


! نسل ترس از رقص نور ماشین پلیس

! نسل سوخته

، نسل من وتو

! یادمان باشد،هنگامی که دوباره به جهنم رفتیم !

بین عذاب هایمان ، مدام بگوییم ، یادش بخیر!‏

دنیای ما هم همین طور بود

مثل جهنم

http://axgig.com/images/86826989731627398234.jpg

31

قبل از اینکـﮧ بخواهے در مورد مـטּ قضاوت کنے
و مـטּ را نصیحت کنے
در راه مـטּ قدم بزטּ
ازخیاباטּ ها،کوه ها و دشت هایے گذر کـטּ کـﮧ مـטּ کردم
اشکهایے بریز کـﮧ مـטּ ریختم
دردها و خوشے هاے مرا تجربـﮧ کـטּ
سال هایے را بگذراטּ کـﮧ مـטּ گذراندم
روی سنگ هایے بلغز کـﮧ مـטּ لغزیدم
انطور کـﮧ مـטּ شکستم بشکـטּ
دوباره ودوباره بر پاخیز و مجددا در همان راه سخت قدم بزטּ
هماטּ طور کـﮧ مـטּ انجام دادم...
بعد آטּ زماטּ می توانے در مورد من قضاوت کنے و مـטּ را نصیحت کنے

30

شبیـــه کســـی شده ام

کــه پشتـــــــ دود سیگــارش با خود می گویــد :

... بایــد تـَرکـــــــ کنـــم !

ســیگــار را...

خانــــه را...

زندگـــی را...

و باز پُــکــی دیگــــر می زند..

 

29

ﻣﺎ ﺯﻥ ﻫﺎ ﮔﺬﺷﺖ ﺭﻭ ﺧﻮﺏ ﺑﻠﺪﯾﻢ !
ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺑﺪﯾﻬﺎ ؛
ﺗﻬﻤﺖ ﻫﺎ ،
ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﺎﺕ !
ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺍﺧﻤﻬﺎ ؛...
ﺩﺍﺩﻫﺎ ،
ﺯﯾﺮ ﺁﺑﯽ ﺭﻓﺘﻦ ﻫﺎ !
ﮔﺬﺷﺖ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻭ ﺧﯿﺎﻧﺖ ﻭ ﺧﯿﺎﻧﺖ !
ﺍﻣﺎ ....
ﺍﯾﻦ ﻇﺎﻫﺮ ﻣﺎﺳﺖ ؛...
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﯾﺪﯾﻦ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ ﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺧﯿﺎﻧﺖ ،
ﺑﺪﻭﻧﯿﺪ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﮔﺬﺷﺘﯿﻢ ! ﺳﺎﮐﺖ ﻭ ﺁﺭﻭﻡ ....
ﻣﺎ ﺯﻧﻬﺎﯼ ﻭﻓﺎﺩﺍﺭ ﻫﻤﻮﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﺤﮑﻢ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯿﻢ !
ﻣﺤﮑﻢ ﻫﻢ ﻣﯿﺮﻭﯾﻢ ... !!
 

28

زن عشق می کارد و کینه درو می کند…
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر…
می تواند تنها یک همسر داشته باشد
و تو مختار به داشتن چهار همسرهستی ….
برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است
و تو هر زمانی بخواهی به لطف قانونگذار میتوانی ازدواج کنی …
در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو …
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی …
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی….
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد ….
او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ….
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر …
و هر روز او متولد میشود؛ عاشق می شود؛ مادر می شود؛
پیر می شود و میمیرد…
و قرن هاست که او؛ عشق می کارد و کینه درو می کند
چرا که در چین و شیارهای صورت مردش به جای گذشت،
زمان جوانی بر باد رفته اش را می بیند و در قدم های لرزان مردش؛
گام های شتابزده جوانی برای رفتن و درد های منقطع قلب مرد؛
سینه ای را به یاد می اورد که تهی از دل بوده و پیری مرد رفتن و فقط رفتن را در دل او زنده می کند…
و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد…!
و این رنج است


27

ن یک زنم!
نه جنس دوم ،

نه یک موجود تابع ،
نه یک ضعیفه،
نه یک تابلوی نقاشی شده ،
نه یک عروسک متحرک برای چشم چرانی،
نه یک کارگر بی مزد تمام وقت...
باور داشته باش
من هم اگر بخواهم ،
می توانم خیانت کنم ،
بی تفاوت وبی احساس باشم ،
بی ادب و شنیع باشم ،
بی مبالات و کثیف باشم ....
اگر نبوده ام و نیستم ،
نخواسته ام و نمی خواهم!!

26

فاحشه را خدا فاحشه نکرد ؛


آنان که در شهر نان قسمت می کنند ،


او را لنگ نان گذاشته اند


تا هر زمان که لنگ هم آغوشی ماندند،

او را به تکه نانی بخرند

25

بي غيرت تر از سگ چشمانت

حيواني نديدم !

دلم زير دندانهاي يك گله گرگ

تكه تكه شد و...

صدايش در نيامد !

 

دلم نوشت۱: تو کابوسمی یه کابوس تلخ که بیداری نداره

دلم نوشت ۲ : امروز یه نیجه میخوام بگیرم اگه مثبت باشه مسیر زندگیم عوض میشه هی تویی که داری دردهام و میخونی واسم دعاکن...

دلم نوشت۳ : حالا برو ادامه مطلبم

ادامه نوشته